close
تبلیغات در اینترنت
احمد ایشچی؛ سناریوی چند منظوره!
آخرین مطالب

تماس با ما

تماس با ما

احمد ایشچی؛ سناریوی چند منظوره!

احمد ایشچی؛ سناریوی چند منظوره!

 

اگر بر عملکرد سازمان های جاسوسی قدرت های بزرگ جهان در قرن بیستم توجه صورت گیرد بد اخلاقی های فراوانی را می توان در عملکرد آن سازمان ها...

 

نسبت به مخالفان داخلی و رقبای خارجی آنها مشاهده کرد.قتل، آزار جنسی، کشاندن دردام فاحشگی ها، تصویربرداری از زندگی و ارتباط های خصوصی افراد و اشخاص از کارهای بسیار عادی وتعارف سازمان های جاسوسی بوده است. به یاد می آورم انتشار کتابی را که تحت عنوان سازمان جاسوسی کا، جی، بی در دهه ۶۰ یا ۷۰خورشیدی در ایران منتشر شده بود..آن کتاب از سوی کسانی به رشته تحریر در آمده بود که یا تجربه داشتند یا تحقیق میدانی به عمل آورده بودند و بیشتر به عملکرد غیر اخلاقی آن سازمان نسبت به دیپلمات های کشورهای خارجی از جمله قدرت های غربی اشاره داشت.از مواردی قابل توجهی که بدان اشارت رفته بود به دام انداختن دیپلمات های کشورهای اروپایی توسط فاحشه های استخدام شده در آن سازمان بود که با طرفه و ترفندهای گوناگون با دیپلماتها ارتباط بر قرار می کردند،آنگاه با ابزار های نا محسوس عکس و فیلم می گرفتند و به عنوان اهرم فشار علیه آنها استفاده می کردند. بدین ترتیب آنها را مجبور می ساختند اطلاعات مورد نظر را در اختیار این سازمان قرار دهند..برای حذف رقیبان داخلی نیز از وسایل و ابزارهای دیگری سود می بردند..فروپاشی اتحاد شوروی شاید این ذهینت را کمرنگ ساخت که کا،جی، بی وجود ندارد و دیگر سازمان هایی بدین گونه به بداخلاقی های آشکاری دست نخواهند یازید. ولیکن نگاهی به عملکرد سازمان های جاسوسی غربی به ویژه سامازن جاسوسی انگلیس(ام،آی،۶) وامریکا(سی،آی اِ) نیز به نحوی مشابه آن عملکرد ها تکرارشده است و این سازمان ها نیزبرای رسیدن به منافع و مطامع خود از هر وسیله ای سود جسته اند..به نظر می رسد که کپی پروژه سازی سازمان های جاسوسی اینک به افغانستان رسیده است ، برخی نهادهای حکومتی افغانستان همراه با سازمان های جاسوسی برخی کشورها غربی، برای خرد کردن دوستم از اهرم های شناخته شده درسازمان های جاسوسی غربی سود می برند تا به مقصود خود دست یابند..البته پر واضح است که هردو با دو نگاه و با دو هدف به پروژه ایشچی می نگرند، هرکدام نیز برای رسیدن به مقصد خود تلاش می کنند.. ماجرای جنرال دوستم و احمد ایشچی فقط در این زمینه قابل تحلیل است..جنرال دوستم مرد قدرتمند ازبک، دو سال و اندی قبل به تیم اشرف غنی پیوست تا با پیوستن خود بتواند منافع مردم ازبک را تامین کند. پیروزی اشرف غنی به قدرت رسیدن جنرال دوستم به عنوان مرد شماره دوم قدرت در افغانستان امری آسانی نبود که از سوی همه از جمله چهره های معلوم الحال در کنار اشرف غنی پذیرفته شود..برخی با هویت های چپ و برخی نیز با هویت راست طالبی هیچ دوست نمی داشتند که جنرال دوستم ازبک تبار در کنار رئیس جمهور اشرف غنی دارای چنان جایگاه رفیع و نیرومندی باشد..این بد بینی این زمینه فراهم ساخت که دوستم در دوسال معاونیت اول رئیس جمهور جایگاه قانونی خود را در حکومت اشرف غنی احراز نکند..بر اساس قانون اساسی، بعد از رئیس جمهور، معاون اول او صاحب صلاحیت های ریاست جمهوری می شود، اما با سفر های مکرر رئیس جمهور، مرد شماره دو حکومت این صلاحیت را بدست نیاورد که به جای اشرف غنی تکیه زند و صلاحیت های قانونی خود را احراز کند. یعنی اشرف غنی و تیم او این صلاحیت قانونی را از او دریغ داشتند. سرانجام جنرال دوستم لب به شکایت گشود و در یک سخنرانی که بعد از برگشت از عملیات علیه طالبان، در جمع فرماندهان و هوادارن خود ریاست جمهور را قوم گرا خواند و گفت :اگر حنیف اتمر مشاور امینت ملی او و معصوم استانکزی اگر بگوید که شیرسیاه است اشرف غنی نیز قبول می کند.!.این گفته ها گرچه با واکنش صریح از سوی حکومت و شخص اشرف غنی مواجه نشد، اما به نظر می رسد که کینه این سخنان در دل اشرف غنی و تیم او نشست و تیم اشرف غنی مترصد فرصت ماندند تا ابهت وشخصیت جنرال را خرد کنند و کینه های خود را نسبت به او فرو بنشانند. ماجرای احمد ایشچی بهترین زمینه را برای حکومت و تیم او از یک طرف و برخی منابع غربی که روسیه را رقیب جدی خود می انگارند از سوی دیگر به وجود آورد. به قول معروف چاقوی حکومت افغانستان از یک طرف و منابع غربی از سوی دیگر دسته پیدا کرد تا به قطع ریشه های دوستم بپردازند..تلویزیون طلوع، که عنوان یک رسانه ای پروژه ای گرفته و دربدل پول هر تبلیغ غیر اخلاقی را مرتکب می شود، این پروژه را روی دست گرفتند. و باعث شد که احمد ایشچی با مظلوم نمایی به کابل بیاید و اتهام نزدیکی او به طالبان به فراموشی سپرده شود و یک چهره معصوم و بی گناهی از او ترسیم گردد. هم جناح هایی از حکومت افغانستان در رثای او گریه کنند همه رسانه های غربی اشک تمساح بریزند! حال ایشچی همان آدم معصوم و بیگناهی است که توسط شخصی به نام دوستم مورد تجاوز قرار گرفته است.!!پرده دوم؛ خواست های این سناریو برای حکومت افغانستان :ازآنجایی که این سناریو برای کثیری از مردم افغانستان قابل باور نیست، تلویزیون طلوع گام های دیگری برداشت و اعلام کرد که ایشچی برای معاینه به بگرام می رود تا تجاوز دوستم بر او آشکار و مشخص شود، کسانی که این معاینه را انجام می دهند نیروهای امریکایی مستقر در بگرام هستند.!این جا پرده دیگر ازاین سناریو آغاز می شود بسیاری از خود می پرسند که امریکایی ها در کجای این پروژه قرار دارند؟به ظاهر این گونه معلوم می شود که امریکایی ها برای حقوق بشر در این پروژه حضور یافته اند و می خواهند ناقضان به اصطلاح حقوق بشر را به کیفر عمل خود برسانند؟اما واقعیت چیزی دیگری است، تاریخ نشان داده است تا وقتی منافع امریکایی ایجاب نکند آن کشور هیچگاه برای حقوق بشر تره هم خورد نمی کند. اگر امریکایی ها طرف دار حقوق بشر بودند و ناقضان حقوق بشر را محاکمه و مجازات می کردند، مردم فلسطین بیش از شصت سال جنایت های اسرائیل را تحمل نمی کردند، پس مسئله نقض حقوق بشر نیست و دل امریکایی به احمد ایشچی نه سوخته است..واقعیت آنست که با ارتباطی که طالبان با روسیه برقرارکرده است، بعد از این طالبان به عنوان اهرم فشار علیه روسیه نمی تواند به کار بسته شوند. حال باید نیروی دیگری در مرزهای روسیه و در شمال افغانستان حضور یابد تا علیه روس ها داخل عمل شود و برآن کشور فشار وارد آورد. آن نیروها غیر از گروه جنایت کار داعش نیست.اما داعش با حضور دوستم در شمال کشور، محال است که بتواند جایگاهی برای خود بیابد. باید دوستم حذف شود یا چنان تضعیف گردد که نتواند مانع حضور داعش در شمال قرار گیرد؛ اما چگونه ؟اگر امریکا با هوا پیماهایی بدون سرنشین به دوستم حمله کند، او را ساقط نمایند،ممکن است با واکنش برخی کشورهای همسایه افغانستان یا روسیه مواجه شود یا آن که قیام مردمی علیه نیروهای امریکایی صورت گیرد که دراین صورت ریسک برای امریکایی بسیار بالا می رود، ممکن است پی آمدهای نا خواسته ای زیادی بر غربی ها و به ویژه بر امریکایی تحمیل شود. لذا بهترین گزینه بد نام کردن دوستم و حذف او به عنوان یک ناقض حقوق بشر آسان ترین و کم هزینه ترین راهی است که در پیش گرفته شده است..بنابراین در این سناریو تلویزیون طلوع ، مقام های حکومت افغانستان و مقام های امریکا در صف واحد قرا گرفته هر کس بر اساس منافع خود تلاش می ورزند. تلویزیون طلوع به پوشش رسانه این پروژه پرداخته و توسط این دو نیرو پشتیبانی لوژیستکی می شود . حکومت افغانستان عمده ترین منتقد رسمی دولتی را ازپیش پای خود بر می دارد و امریکا وغرب زمینه انتقال گروه داعش را در شمال کشور فراهم می کند. ختم این پروژه نیز به این سادگی نیست ،که هرچه تلویزیون طلوع گفت و حکومت افغانستان ازآن پشتیبانی کرد مورد تائید مردم نیز قرار گیرد..این پروژه برای امریکا برای مقابله با روسیه از اهمیت بسیاری برخوردار ، برای حکومت افغانستنان می تواند سود مند باشد؛ زیرا دوستم تنها کسی است که ازبک ها را توانسته است به گرد خود فراهم آورد . رفتن دوستم یا بد نامی او سبب پراگندگی ازبک ها می شود، دیگر کسی که به عنوان حقوق اقلیت ازبک بتواند قد علم کند به این آسانی نه خواهد حکومتی که خود را برادر بزرگ تر میداند خواهد توانست به آسانی تصمیم گیر نهایی باشد..برای امریکایی ها نیز این پروژه سودبخش است؛ زیرامستقر کردن نیروهای داعش درمرزهای روسیه و درگیر کردن آن کشور با داعش می تواند سبب کندی عمل روسیه در خاک سوریه باشد که دست امریکایی ها را درشکل دادن آینده سوریه باز تر می کند..

منبع: خبر گزاری صدای افغان

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی